گویی تمام هستی رو خدا جوری تنظیم کرده که من هیچ وقت احساس نکنم که یه چیزی هم توی دنیا الاقل دل نگرون منه تمام زندگی من همیشه با گریه بوده دیگه واقعا خسته ام بخدا گاهی احساس میکنم که مرگ از این زندگی نکبت بار بهتره
نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387 توسط فاروق | لينك ثابت
|
گاهي وقتها از نردبان بالا ميرويم تا دستهاي خدا را بگيريم غافل از اينکه خدا پايين ايستاده ونرده بان رو محکم گرفته که ما نياگر زندگي هست مرگ براي چي ؟ اگر دوستي هست تنفر براي چي ؟ اگر عاشقي هست جدايي براي چي ؟ اگر تو نباشي من): فرق رويا با آرزو چيست ؟ گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولي رويا يک آرزوي شيرين دست نيافتني . گفت من رويا هستم يا آرزو؟ گفتم روياي که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوي شيرين است براي چي ؟ دوست دارم جيگر
نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386 توسط فاروق | لينك ثابت
|
این وب رو به خاطر عشقم ... عزیزترینم ... همه زندگیم ... دار و ندارم ... کسی که از صمیم قلب دوسش دارم به ثبت رسوندم تا بتونم خاطزه ها رو زنده نگه دارم عاشقم من عاشقی بیقرارم کس ندارد خبر از دل زارم آرزوئی جز تو در سر ندارم من به لبخندی از تو خرسندم مهر تو ای مه آرزومندم بر تو پایبندم از تو وفا خواهم من زخدا خواهم تا به رهت گذارم جان تا به تو پیوستم از همه بگسستم
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 توسط فاروق | لينك ثابت
|